دو فاخته پایین پای باد نمایشنامه دوفاخته پایین پای باد، تازه ترین اثر حسین عباسیان است که توسط نشر مسطر منتشر شده است. کارهای حسین عباسیان شبیه هیچ کدام از نویسندگان و نمایشنامه نویسان ایرانی نیست. عباسیان نویسنده ای است که نمایشنامه اش را لبریز از ایده و اندیشه کرده است. کارهای عباسیان نیز تا حدی همانند داستایفسکی است، کارهای داستایفسکی بیش از آنکه نثر درخشانی داشته باشند یا به عنوان یک «اثر هنری» واجد ارزش باشند، ارزش روانکاوانه و کلامی-الهیاتی دارند. عباسیان هم از این نظر دارای دقت ها و ظرایف بیشماری است. چرا که علاوه بر تمام ایده ها و نگاه های عمیق، کلامش پر از زیبایی های ادبی است.

فروشنده کتابفر
  • رده سنی بزرگسال
  • شابک 978-600-96631-8-7
  • تعداد جلد 1
  • موضوع ادبیات
  • ناشر مسطر
  • نویسنده حسین عباسیان
  • تعداد صفحه 114
  • قطع رقعی
  • نوع صحافی شومیز

محصولات مشابه

در حال بارگذاری ...

نقد و بررسی اجمالی

متن زیر که در روزنامه جام جام به قلم محمد صابری منتشر شده است به شما در شناخت بهتر این کتاب کمک زیادی خواهد کرد:

|زیستن با ذات زبان فارسی|

غنای تجربه زیسته با زبان فارسی، آرام و قرار را از آدم می‌گیرد. وررفتن با ذات این زبان و دست‌وپنجه‌ نرم‌كردن با متونی كه معاشقه كرده‌اند با این ذات، آدم را روزی می‌نشاند جلوی آینه تا از خودش بپرسد چه می‌خواهد و چه می‌جوید. آن وقت است كه دست به هر كاری می‌زند تا این تجربه را از مسیری ببرد برساند به مقصدی كه معلوم نیست كجاست و چقدر تا آن راه است. این اتفاقی است كه برای حسین عباسیان می‌افتد؛ شاعر و نمایشنامه‌نویسی كه قصه هم می‌پردازد برای بچه‌ها.
هر وقت به مسیری كه او پشت سر گذاشته فكر می‌كنم، به همان غنای تجربه زیسته با ذات زبان فارسی می‌رسم. 36 سالش است. یك روز نوشت: «چرا هر كس كه یك آغوش پر احساس می‌خواهد/ همیشه دست گرمش را دو دست سرد می‌گیرد؟» حالا شبكه‌های اجتماعی پر است از این بیت. همراه با عكس‌هایی از دخترانی در برگریزان پاییز، پسرانی تكیه داده به درختان یخ‌‌بسته زمستان. البته حسین غزلسرای قهاری بوده و در دیگر قالب های شعر كهن هم استادی كرده، اما حیف است او را با این یك بیت بشناسند. سال‌ها غزل نوشته، ناشری و ویراستاری كرده، شعر دوستانش را در كتابی گردآورده و به بازار فرستاده و بعدها شعرهایی نوشته كه غزل و قصیده نبوده‌اند؛ شعرهایی كه قرابت می‌برد شاید به بوطیقای شعر دیگر. هنوز هم این شعرها را ادامه می‌دهد و هر بار چیزی كه در آنها رنگ می‌بازد، بوطیقای شعر دیگر است و
هر بار كه چیزی به آنها اضافه می‌شود، تشخص و عیاری فردی است كه بسیار برجسته است.
حسین عباسیان، در این حین برای بچه‌ها قصه هم نوشته است و حالا ناشری باید تا آنها را منتشر كند؛ قصه‌هایی كه برق از سر بچه‌ها می‌پراند و مغناطیس‌هایی هم می‌كارد در سر بزرگ‌ترها. حالا اما تازه‌ترین تجربه او، تازه‌ترین تجربه زیسته‌اش با هستی بازیگوش زبان فارسی، یك نمایشنامه است: «دو فاخته پایین پای باد» كه نشر مسطر آن را منتشر كرده. همان انتشاراتی كه پیشتر دو كتاب شعر از مهدی یزدی به بازار فرستاده و در این صفحه درباره‌شان نوشته‌ایم. دو فاخته... همان‌قدر كه طرح و اجرای جلد درست و درمانی دارد، دچار صفحه‌آرایی و انتخاب فونت نامناسبی است. اما اینها كه ظاهر ماجراست. باطن، همان است كه از حسین انتظار می‌رود. همان رفتاری را كه چند سالی است با لایه‌های پنهان فارسی در شعرش اختیار كرده، اینجا در این نمایشنامه نیز بر همان رفتار است. با تفاوت‌هایی كه طبعا به فراخور فاصله متن تا اجرای یك نمایشنامه باید تمهید می‌شد.
دو فاخته... را چندان نمی‌توان به سنتی از سنت‌های نمایشنامه‌نویسی فارسی منتسب كرد. شاید بتوان آركاییسمش را به بهرام بیضایی ارجاع داد، بازیگوشی‌هایش را به عباس نعلبندیان و وهم برساخته از فضاهای متكثر را به محمود شجاعی در نمایشنامه «مرگ‌های پس از شنوایی»، اما اینها اگر آدرس غلط‌دادن هم نباشد، تسهیلاتی در اختیار كسی كه می‌خواهد كتاب را دست بگیرد و بخواند نمی‌گذارد. كتاب 114 صفحه است و به شمارگان 500 و به قیمت 12هزارتومان منتشر شده است. ا

بخشی از نمایشنامه دوفاخته پایین پای باد را می خوانیم: 

زن: پایینِ پایِ باد، دو فاخته می‌شناختم. یکی سیاه و دیگری آبی. دریایی و، شبی در گلو. از نوکِ منقار گویی صدا به تجسس می‌فرستادند هر سو، تا روزنِ خیام بیابند، یا بیافرینند.صد مژه مدِّ برّنده‌ی پیکان. نخی که صدا بود و، نبود. نه رَنگی می‌شنید و نه صدایی خط می‌کشید. بی‌اعتبارتر از ابرِ تابستان، گلوی خشکِ سپید. نه پنجه‌ای حنجره می‌فشرد که بگو، نه ستاره‌ای دامن به آتشِ نَفَسی می‌داد و می‌گریخت از ماندن. پایینِ پای باد، دو فاخته بودند که بال می‌زدند و، باد می‌رمید. با کفشی سیاه و کفشی آبی. دریایی و شبی به پا. میراث، ساقه‌های نسیم ماند و، شاه‌پَری. یکی برایِ مبادای گل‌ها و پَر دادن، آنِ دیگر، قلم‌مویی آبی، که بر باد نقشِ روز بکِشد، وقتی که می‌خرامد، آبی. تا صورتِ آسمان ترسیم کند.
نگاهی به شب نخواهم داشت. نه هر که می‌میرد فروغِ چشمانش به خورشید می‌پیوندد؟

 

ادامه مطلب

مشخصات فنی

مشخصات کتاب

  • نوع صحافی
    شومیز
  • قطع
    رقعی
  • تعداد صفحه
    114
  • نویسنده
    حسین عباسیان
  • ناشر
    مسطر
  • موضوع
    ادبیات
  • تعداد جلد
    1
  • شابک
    978-600-96631-8-7
  • رده سنی
    بزرگسال
شما هم می‌توانید در مورد این کالا نظر بدهید.

برای ثبت نظر، لازم است ابتدا وارد حساب کاربری خود شوید.

بازگشت به بالا